پنج شنبه 9 خرداد 1392برچسب:, |
|
خواب خوب |
 |
الان وقتی خواب بودم خودمو تو صحرای کربلا دیدم داشتم میجنگیدم که یه هو حمله بردن به بانو زینب منم با دشمنا جنگیدم تا بانو رفت وسط نیروهای خودی ناکهان دیدم یه سوار با چهره نورانی داره میاد یکی دوتا مشک کوچیک اب انداخت گفتن حسینه بدش منم فقط مشک ها رو انداختم طرف اایشون و از خواب بیدار ششدم چشمام گریان بود نمیدونم حکمت این خواب چیه
نظرات شما عزیزان:
|
|
|
|
|